معنی جزاع
6 بازدید
[ جُ ] (ع ص) ناشکیبا و زاری کننده. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). جازِع. جَزِع. جَزُع. جَزوع. (منتهی الارب) (متن اللغة). || (اِ) بند هیزم (وبیل). (از متن اللغة). رجوع به جازع شود.
کلمات همقافیه با «جزاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر