معنی جزارة
4 بازدید
[ جِ رَ ] (ع اِمص) پیشهٔ شتر کشتن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ جُ رَ ] (ع اِ) مرد کشندهٔ شتر. (از منتهی الارب) (آنندراج). || اطراف جزور (شتر نحرشده) مانند دست و پا و گردن آن و آنرا بدین نام خوانند چون جَزّار آنها را بدست گیرد. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). اطراف جزور باشد مانند دست و پای و سر و گردن. (آنندراج). دستها و پاها و گردن. (از بحر الجواهر). - فرس عبل الجزارة؛ اسب که دستها و پای هایش سطبرپی باشند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جزارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر