معنی جریعة

معنی جریعة

6 بازدید
[ جُ رَ عَ ] (ع اِ مصغر) مصغر جرعه. آشام اندک. - امثال: افلت فلان جریعةالذقن او بجریعةالذقن او بجریعاتها؛ یعنی بقیهٔ جان او به دهانش رسید و سپس آن نجات یافت. این مثل در حق شخصی گویند که قریب بهلاک باشد و بعد از آن نجات یابد. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مؤلف لسان گوید: یعنی مرگ به وی نزدیک شد، چنانکه آب به ذقن و اضافهٔ آن به ذقن بدان جهت است که حرکت و جنبش ذقن دلیل بر نزدیکی زهاق روح است. و آنکه «بجریعةالذقن» روایت کرد، با را بمعنی مع آورده است، چنانکه در «اشتری الدار بآلاتها»؛ یعنی با آلات آن. و آنکه «جریعةالذقن» بدون باء گفته، جریعه را منصوب به حال دانسته و در حقیقت چنین بوده: «افلت قاذفاً جریعةالذقن». و افلت معنای لازم دارد و به روایت ابوزید اصل جمله «افلتنی جریعةالذقن» است و بر این روایت فعل افلت متعدی است، به این معنی که مرا رهایی و نجات داد و ممکن است فعل لازم باشد و کلمهٔ «مِنْ» در تقدیر باشد. (لسان از اقرب الموارد). || بمعنی رمه که از گوسفند باز کنند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «جریعة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید