معنی جریره
5 بازدید
[ جَ رَ ] (اِخ) نام دختر پیران ویسه است که زن سیاوش بود و فرود پسر او است. (برهان) (آنندراج). نام دختر پیران، زن سیاوش. (لغات شاهنامه تألیف شفق ص ۱۰۱). نام دختر بزرگ پیران ویسه، زن سیاوش که بدست طوس کشته شد. (یادداشت مؤلف): پس پردهٔ من [ پیران ] چهارند خرد چو باید ترا [ سیاوش را ] بنده باید شمرد از ایشان جریره است مهتر بسال که از خوبرویان ندارد همال. فردوسی (از حاشیهٔ برهان چ معین). ز خوبان جریره مرا درخور است که پیوند از خان تو بهتر است.فردوسی. جریره زنی بود مام فرود ز بهر سیاوش دلش پر ز دود.فردوسی. پس از داخل شدن به توران پیران ویسه سپهبد افراسیاب دختر خود جریره را بدو داد. از او پسری آمد موسوم به فرود و پس از چندی سیاوش بمیل خودِ پیران، دختر افراسیاب را موسوم به فرنگیس به زنی گرفت. (از یشتها تألیف پورداود ج ۲ ص ۲۳۲). و سیاوش را همچنین کیخسرو بود از فرنگیس دختر افراسیاب و فرود از جریره دختر پیران ویسه و به روایتی گویند خواهر بود پیران را. (از مجمل التواریخ و القصص ص ۲۹).
کلمات همقافیه با «جریره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر