معنی جریدبازی کردن
6 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) جنگ بازی کردن. مشق جنگ کردن. جنگ کردن آموختن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جریدبازی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر