معنی جریث
6 بازدید
[ جِ رْ ری ] (ع اِ) مارماهی. (دهار) (منتهی الارب) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی) (آنندراج). قسمی از ماهی بی پشیز. و بعضی آن را مارماهی گفته اند و بعضی غیر آن. (ناظم الاطباء). نوعی ماهی است. (از اقرب الموارد). و منه جمیع السمک حلال غیر الجریث». (از اقرب الموارد). و فی الحدیث علی انه اباح اکل الجریث و فی روایة انه کان ینهی عنه. (آنندراج). قسمی ماهی شبیه به مار است و آن را انکلیس و انقلیس بفتح و کسر همزه و جری نیز نامند. (از حاشیهٔ المعرب جوالیقی ص ۲۳۸). قِرّبت، صِلّور. (یادداشت مؤلف). صاحب ترجمهٔ صیدنه آرد: عرب مارماهی را گوید و درازی او از ده گز بود و پشت او سیاه بود و شکم او زرد بود و در شکم او پشیزها نباشد و او را به هیچ موضع خار نباشد مگر بر گلو و شیعیان و جهودان او را نخورند و ابوسلیمان خطایی گوید: عرب او را سلور گوید. (از ترجمهٔ صیدنه). و رجوع به جری شود.
کلمات همقافیه با «جریث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر