معنی جریاض
4 بازدید
[ جَ رْ ] (ع ص) بزرگ شکم. || غمزده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغة). جِرْآض. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة). || (اِ) شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). جِرْآض. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به جرآض شود.
کلمات همقافیه با «جریاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر