معنی جریاء
5 بازدید
[ جِ ری یا ] (ع اِ) روش. عادت. خو. طبیعت. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). اِجریاء. اِجریّا. (از متن اللغة) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جریاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر