معنی جرور

معنی جرور

6 بازدید
[ جَ وَ ] (اِ) خارپشت. (ناظم الاطباء).
[ جَ ] (ع ص، اِ) چاه دورتک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). چاه دورتک بدین جهت که دلو برکرانه های آن کشیده شود بسبب عمق آن. (از اقرب الموارد). چاه دورفرود. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). || زن برجامانده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || ناقه ای که ایام ولادتش درگذشته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). از آبستنها آنچه مدت حمل آن درگذرد و نزاید. (از متن اللغة). از هر آبستن یا ناقهٔ آبستنی که مدت حمل را بنهایت رساند یا از آن درگذرد. (از ذیل اقرب الموارد). || شتر بسیارخوار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بسیارخوار. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). || سرکش. (ناظم الاطباء). || اسب نافرمان. (مهذب الاسماء). فرس جرور؛ اسب سرکش. (منتهی الارب). || شتر سرکش: جمل جرور؛ ناقهٔ سرکش. (منتهی الارب). || ناقه ای که بچهٔ خود را فراهم آورد و دست در گردن آن آویزد. (از ذیل اقرب الموارد). || ناقهٔ جرور؛ ناقه ای که نزاید بچه را یک ماه یا دو ماه یا چهل روز بعد تمام حمل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نعت است از جَرّ بتمام معانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به جر شود.
[ جُ ] (اِخ) شهری است به قهستان. فارسیان آن را چنین تلفظ کنند ولی سلفی آن را سرور ضبط کرده است. (از معجم البلدان). و رجوع به سرور در معجم البلدان و جرور در همین ستون شود.
[ جُ ] (اِخ) ناحیه ای است از نواحی مصر. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «جرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید