معنی جروح
5 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) جِ جُرح؛ به معنی زخم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). ریشها. زخمها. رجوع به جرح شود: و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف والاذن بالاذن و السن بالسن والجروح قصاص الخ، (قرآن ۵/۴۵). محتسب خم شکست و من سر او سن بالسن و الجروح قصاص.حافظ.
کلمات همقافیه با «جروح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر