معنی جرهدة
5 بازدید
[ جَ هَ دَ ] (ع مص) شتاب روی کردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || (اِمص) سرعت و شتاب روی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِ) سبوی آب. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ جَ هَ دْ دَ ] (ع اِ) سبوی آب. (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). جَرهَدَة. (از منتهی الارب). رجوع به کلمهٔ مزبور شود. و گویند به این معنی جِرهَدَّة بر وزن مرزیة است. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جرهدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر