معنی جرموزی

معنی جرموزی

4 بازدید
[ جُ ] (اِخ) احمدبن حسن بن مطهربن محمد حسنی. از شعرا بود و توجه خاصی به تاریخ داشت. وی از خاندانی فرمانروا در یمن بود. نسبت او به قریه بنی جرموز. (به اطراف صنعاء) است. و بسال ۱۰۷۵ هـ . ق. در صنعا بدنیا آمد و بسال ۱۱۱۵ هـ . ق. در همانجا درگذشت. او راست: ۱- قلائد الجواهر فی انباء بنی المطهر. در این کتاب شرح حال گروهی از خاندان خود را که بیشتر اهل علم و شعر یا فرمانروا بوده اند گردآورده و شعر او را رقتی است. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۱ ص ۱۰۹).
[ جُ ] (اِخ) جهوربن سفیان بن حرث اسدی. از مردم بصره بود و غرایب روایت میکرد. سمعانی گوید: نمیدانم این شخص پسر جرموز است که قاتل زبیربن عوام بود یا غیر اوست. مؤلف لباب الانساب گوید: تردید سمعانی شگفت آور است، زیرا ابن جرموز قاتل زبیربن عوام تمیمی است و این شخص ازدی است و منسوب به جرموزبن حرث بن مالک بن فهم بن غنم بن دوس بن عدنان بن عبداللََّه بن زهران است که بطنی مشهور از ازد است. (از لباب الانساب).
[ جُ ] (اِخ) حسن بن مطهربن محمدبن احمد حسنی. وی از خانواده فضل و سیادت و ادب بود. او در عتمة یمن بسال ۱۰۴۴ هـ . ق. بدنیا آمد و به دربار المتوکل علی اللََّه اسماعیل پیوست و متصدی اموری از قبیل حکمرانی حراز و سپس بندر المخا گشت و کارش بالاگرفت و بسیاری از شعرای یمن و بحرین و عمان او را مدح کردند. و بسال ۱۱۰۰ هـ . ق. پس از آنکه روزگار از او برگشت در صنعا درگذشت. او راست: ۱- شرح نهج البلاغة. ۲- نظم الکافل. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۲ ص ۲۳۸).
[ جُ ] (اِخ) قاسم بن حسن بن مطهربن محمد. وی مورخ و از مردم یمن و در بندر «المخا» بدنیا آمد و در صنعاء پرورش یافت و بسال ۱۱۴۶ هـ . ق. در همان جا درگذشت. او مقاماتی را متصدی شد و آخرین آنها مقام قضا در صنعاء بود. او راست: ۱- نزهة الغطّن فی ملک الیمن. ۲- صفوة العاصر فی آداب المعاصر. در این کتاب شرح حال گروهی از معاصران خود را گردآورده است. ۳ -هدایة المسترشد، منظومه ای است در فقه زیدیه. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۶ ص ۸).
[ جُ ] (اِخ) مطهربن محمدبن احمدبن عبداللََّه بن محمدبن منتصر مکنی به ابوعلی و ملقب به شریف حسنی. از مورخان یمن بود. و به جهت انتساب وی به «هرة بنی جرموز» که قریه ای است بیمن معروف به جرموزی شد و نخستین کسی که از نیاکان وی به قریهٔ مزبور سکونت گزید محمدبن منتصر بود، زبیدی گوید: مطهر عامل عهیمه بود و به همان جا درگذشت و ده فرزند بنامهای، محمد، علی، حسن، حسین، هادی، احمد، عبداللََّه، قاسم، جعفر و اسماعیل داشت که همه از نجیبان و شاعران بودند و شرح احوال آنان در کتاب «قلائد الجواهر فی ابناء آل مطهر» تألیف قاسم بن احمد خالدی فراهم آمده است وی در ۱۰۰۳ هـ . ق. بدنیا آمد و بسال ۱۰۷۷ هـ . ق. درگذشت و خود مطهر را تألیفاتی است بدین شرح. ۱- الجواهرة المنیرة. این کتاب تاریخ حکومت المؤید باللََّه زیدی است. ۲- النبذة المشیرة الی جمل من عیون السیرة. سرگذشت المنصورباللََّه قاسم بن محمد است. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۸ ص ۱۶۰).

کلمات هم‌قافیه با «جرموزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید