معنی جرموز

معنی جرموز

4 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) حوضچه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حوض خرد. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی) (از آنندراج) حوضی. که در بیابان نباشد یا باغی که دیوارهای بلند دارد. (از اقرب الموارد). || حوض دو جانب برآورده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || چاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خانهٔ کوچک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خانهٔ خرد. (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد از لسان). || گرگ بچهٔ نر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، جرامیز. || و نیز جرامیز به معنی اعضا و همه تمام است. رجوع به جرامیز شود.
[ جَ ] (اِخ) بنو جرموز. نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. (آنندراج). نام بطنی از تازیان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): قل للمهلب ان نابتک نائبة فادع الاشاقروا نهض بالجرامیز. (از اقرب الموارد).
[ جُ ] (اِخ) پدر عمرو است. و همین عمرو قاتل زبیربن عوام تمیمی است. (از منتهی الارب) (از لباب الانساب).
[ ] (اِخ) هیجمی از اصحاب است. پسر وی و دیگران از او روایت دارند. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «جرموز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید