معنی جرمق
6 بازدید
[ جَ مَ ] (اِخ) مفرد جرامق است که نام طایفه ای است. این کلمه عربی ناصحیحی است. (از المعرب جوالیقی ص ۹۴ و ۱۰۰ متن و حاشیه).[ جَ مَ ] (اِخ) سه دیه است بر راه نیشابور به اصفهان و در او چشمهٔ آب و نخیلات و زروع و مواشی است. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۴۲). یاقوت آرد: جرمق، بلده ای است به فارس که نعمت فراوان و ارزان و درختان بسیار دارد، همو گوید: اصطخری، در جایی که از مفازه ای بین خراسان و اصفهان و ری و کرمان یاد میکند و طول و عرض و غیر مأنوس و مسکون بودن آن را وصف میکند و میگوید: در آن مفازه بر راه اصفهان به نیشابور موضعی است معروف به جرمق و آن سه قریه است که مفازه به آنها احاطه دارد و آن را سه ده گویند بنامهای بیاذق و جرمق و ارابه و از توابع خراسان و دارای چشمه ها و نخیلات و زروع و مواشی بسیار است و هر ده قریب هزار تن سکنه دارد و آن دیه ها نزدیک بهم و بر سر چشمه قرار دارند. (از معجم البلدان). ابن البلخی آرد: جرمق یکی از منازل میان راه شیراز بسمیرم است. (از فارسنامه ابن البلخی چ کمبریج ص ۱۶۱ و رجوع به مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۲ شود .[ ] (اِخ) (رباط) نام محلی است. رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶ شود.[ جَ مَ ] (اِخ) وادی جرمق. از توابع صیداست و اترج و لیمو بسیار دارد ابوالقاسم حافظ گوید: علی بن حسین بن محمدبن احمدبن جمیع غسانی برادر ابوالحسن در این محل بقتل رسید. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جرمق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مق» برای سرودن شعر