معنی جرمغان

معنی جرمغان

6 بازدید
[ ] (اِخ) از دیه های ابیورد و آن را جرمکان نیز میگفته اند. خواجه رشید در تاریخ غازانی گوید: امیر نورالدین که در ۶۹۱ هـ . ق. مأمور دفع امیر نوروز بود در سملقان و جرمغان قشلامیشی کرد و غازان در استراباد. بعقیدهٔ صاحب حبیب السیر در ۶۸۹ هـ . ق. امیر نوروز بعد از آنکه چندین بار غازان را شکست داد و او را مقهوراً بطرف استراباد دوانید از طرف ارغون، جبه نویان و قشون زیادی به کمک غازان مأمور شدند. غازان قوتی گرفته بجانب نوروز راند نوروز از رادکان بقصد مقاتله و مقابله تا جرمغان آمد اما چون جمعیت و قشون غازان را زیاد دید بسمت ترکستان گریخت و آن را جرمکان نیز گویند. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۱). و در تاریخ غازان ناحیه ای بنام جرمقان آمده که بعید نیست همین جرمغان باشد. رجوع به تاریخ غازان ص ۲۰ و ۲۱ و حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۴۱ و ۵۹۲ و به کلمه های جرمقان و جرمکان شود.

کلمات هم‌قافیه با «جرمغان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید