معنی جرعوب
4 بازدید
[ جُ ] (ع ص) مرد ستبر بسیار آب خوار. (منتهی الارب) (از قطر المحیط) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).[ جُ ] (ع ص) مرد ستبر بسیار آب خوار. (منتهی الارب) (از قطر المحیط) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جرعوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر