معنی جرعهیافتن
7 بازدید
[ جُ عَ / عِ تَ ] (مص مرکب) آشام بدست آوردن. جرعهٔ می طلبیدن : خورشید خاک شد ز پی جرعه یافتن آن دم که جام جام کشیدن بصبحگاه. خاقانی.
کلمات همقافیه با «جرعهیافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر