معنی جرعه کشیدن
6 بازدید
[ جُ عَ / عِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) یک آشام آب یا شراب نوشیدن : در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی یک یک ز عذار عرق افشان تو گل کرد. صائب (از آنندراج).[ جُ عَ / عِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) یک آشام آب یا شراب نوشیدن : در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی یک یک ز عذار عرق افشان تو گل کرد. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جرعه کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر