معنی جرعه‌ریز

معنی جرعه‌ریز

6 بازدید
[ جُ عَ / عِ ] (اِ مرکب) جامی باشد ناوچه دار و آن دو قسم بود: کوچک و بزرگ. با کوچک آن دارو و شربت و غیره در گلوی اطفال ریزند و با بزرگ آن زنان در حمام آب بر سر بریزند. (برهان) (بهارعجم) (ناظم الاطباء). جرغاتو. (آنندراج) (برهان). || به معنی جرعه ریختن نیز آمده، از عالم (نظیر) خونریز به معنی خون ریختن. (بهارعجم). || قطره چکان. (یادداشت مؤلف): چنان کنند ز می جرعه ریز بر لب آب که می بشیشهٔ صاف حباب درگیرد. امیرخسرو دهلوی (از بهارعجم). جرعه ریز جام ایشانند گفتی اختران کان همه در روی چرخ جان ستان افشانده اند. خاقانی. از عکس خون قرابه پر می شود فلک چون جرعه ریز دیده بدامان درآورم. خاقانی. آز من تشنهٔ سخای تو شد. جرعه ریز سخا به آز فرست.خاقانی. و آنچه او خورده بود و باقی ماند و آنچه از جرعه ریز ساقی ماند.نظامی. چون منش را به باده تیزکنم. بر سر خصم جرعه ریزکنم.نظامی. سکندرمنش کرد بر باده تیز ز می کرد یاقوت را جرعه ریز.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «جرعه‌ریز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید