معنی جرعاء
5 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) ریگ هموار نیکونبات آسان گذار. یا زمین درشت که به ریگ ماند یا ریگ توده که هیچ نروید بر وی یا ریگ توده که یک جانب گیاه و یک جانب سنگ ریزه دارد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زمین سخت که به ریگ ماند. ریگ صاف هموار. || ریگ که گیاه نرویاند و آب نگاه ندارد. (از متن اللغة). ریگ هموار که گیاهی نرویاند. (از اقرب الموارد). || آنچه از ریگ گسترده شده و بیشتر آن امتداد یافته است. ج، جرعاوات. (متن اللغة) (اقرب الموارد). اَجراع. جِراع. جَرَع. جَرعَة. جَرَعَة. (از متن اللغة) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ریگزاری که میان آن برآمده و اطراف آن نرم باشد. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جرعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر