معنی جربالکلیة
5 بازدید
[ جَ رَ بُلْ کُ یَ ] (ع اِ مرکب) بیماری جرب که عارض کلیه باشد. مؤلف بحرالجواهر آرد: عبارت است از شکافتن و منفجرشدن دانه های کوچکی که بر کلیه عارض شده است. (بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «جربالکلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر