معنی جربادقان

معنی جربادقان

6 بازدید
[ جُ دَ / دِ ] (اِخ) بظاهر معرب گلپایگان است و بصورتهای جرفادقان، جرباذقان و جرپادقان در متون فارسی ضبط شده است. حمداللََّه مستوفی آرد: جربادقان از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات فه لب (۸۵ درجه و ۳۲ دقیقه) و عرض آن از خط استو الدم [ ] است. همای بنت بهمن کیانی آن را ساخت و بنام خود سمره خواند که در اول همای را سمره گفتندی. دخترش آن را تجدید عمارت کرد و گلبادگان یا گربادگان گفت، عرب آن را معرب کردند جربادقان خواندند. هوایش معتدل است و آبش از رودی که بدان شهر منسوب است و به قم میرود تأمین میشود و از محصولش غله بهتر بود و مردم آنجا اکثر شافعی اند و ولایتش قرب پنجاه دیه است و نیمور و دلیجان هم از توابع اوست. حقوق دیوانی آنجا چهار تومان و دوهزار دینار مقرر است. (از نزهة القلوب ج ۳ ص ۶۸). و رجوع به گلپایگان و جرباذقان شود. مؤلف مرآت البلدان آرد: بموجب مسطورات بعضی جغرافی نگاران این کلمه معرب دربایگان و بلده ای است فیمابین گرگان و استراباد. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۸). این کلمه در معجم البلدان با ذال معجمه ضبط شده است. و رجوع به جرباذقان شود.

کلمات هم‌قافیه با «جربادقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید