معنی جرانالعود
5 بازدید
[ جِ نُلْ عَ ] (اِخ) لقب شاعری است که بمناسبت بیت زیر دربارهٔ دو زن خویش بدین نام ملقب شده است: خذا حذراً یا جارتی فاننی رأیتُ جران العود قد کاد یصلح. یعنی از جران العود تازیانه ای ساخت تا زنهای خود را با آن بزند. (از اقرب الموارد). نام وی عامربن حارس است. (منتهی الارب) (از آنندراج). عامربن حارث نمیری عقیلی یا عامربن الحرث، شاعری فحل است که بمناسبت این مصراع: فان جران العود قد کاد یصلح یا بمناسبت این مصراع: عمدت نعود فالتحیت جرانه به لقب جران العود ملقب شده است. وی مکنی به ابوغباب است. و ابیات زیر از اوست: فنلنا سقاطاً من حدیث کأنه جنی النحل او ابکار کرم یُقَطَّف حدیثاً لو ان البقل یولی بمثله زها البقل و اخضرّ العضاة المُصَّیف. (از البیان و التبیین ج ۱ ص ۲۳۱). ولکن سمعن الشیخ قد قال قولة علیکم اذاما ربنکم بالضرائر و لاتأمنوا مکر النساء و امسکوا عری المال عن ابنائهن الاصاغر فانک لم ینذرک امراً تخافه اذا کنت منه جاهلاً مثل خابر. (از عیون الاخبار ج ۴ ص ۸۰). ظاهراً ابوسعید سکری و اصمعی دیوان او را گرد کرده اند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به عامربن حارث و ابوغباب شود.
کلمات همقافیه با «جرانالعود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر