معنی جران
3 بازدید
[ جِ ] (ع اِ) اندرون گردن شتر. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). درون گردن. (بحر الجواهر). جران البعیر؛ پیش گردن شتر از مذبح تا منحر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، جُرُن، اَجْرِنَة. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مجازاً بمعنای ثبوت و استقرار است، چنانکه در جملهٔ زیر آمده است: «ضرب الاسلام بجرانه»؛ ای ثبت و استقر. (از اقرب الموارد).[ جِ ] (اِخ) دهی است. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ جِ ] (اِخ) العود. رجوع به جران العود شود.
کلمات همقافیه با «جران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر