معنی جرادالبحر
3 بازدید
[ جَ دُلْ بَ ] (ع اِ مرکب) ملخ دریایی. (منتهی الارب). میگو. روبیان. اربیان. (یادداشت مؤلف). ملخ آبی. مؤلف مخزن الادویه آرد: آن را ملخ دریایی نامند. ماهیت آن: گفته اند حیوانی است سر آن مربع و از حوالی سر تا نصف تن صدفی و از هر طرف ده دست و پا شبیه به پاهای عنکبوت و بر سر آن دو شاخ دیگر (کذا) در زیر چشم آن رسته باریکتر از آن و چشمهای آن برآمده. مؤلف گوید، شاید آنچه بیان نموده اند از ماهیت آن، ماهیت روبیان باشد زیرا که روبیان در اکثر بلاد بنگاله و سواحل دریای فارس و بحرین و غیرها بدین هیئات میباشد. و جرادالبحر شنیده شده فی الجمله شبیه به گنجشک بزرگ است و پردار و اندک پرواز کرده از آب برمیخیزد و باز در آب فرومیرود. طبیعت آن گرم و خشک تر از بری آن است. خوردن آن هر روز سه عدد مشوی یا مطبوخ آن جهت منع زیادتی جذام مفید و آشامیدن دو مثقال از سوختهٔ تمام آن با آب نخود سیاه تا هفت روز متوالی جهت تفتیت و اخراج سنگ گرده و مثانه مجرب است. (از مخزن الادویه). جرادالماء. و رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن شود.
کلمات همقافیه با «جرادالبحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر