معنی جراحت شدن
4 بازدید
[ جِ حَ شُ دَ ] (مص مرکب) جراحت گردیدن. به صورت جراحت درآمدن : ازنظر افتادهٔ یاریم و مدتها گذشت زخمهای تیغ استغنا جراحتها شده ست. وحشی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جراحت شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر