معنی جراحت دل
3 بازدید
[ جِ حَ تِ دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تشویش خاطر. مصیبت. ناراحتی : خواست که جراحت دلش را مرهمی کند. (تاریخ بیهقی ص ۲۶۸).
کلمات همقافیه با «جراحت دل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر