معنی جراحت داشتن
5 بازدید
[ جِ حَ تَ ] (مص مرکب) زخم داشتن. ریش در بدن داشتن : پس گفتم [ احمدبن ابی دواد ] ای قاسم. گفت لبیک. گفتم تندرست هستی؟ گفت هستم. گفتم هیچ جراحت داری؟ گفت ندارم. کسهای خود را نیز گفتم گواه باشید تندرست است و سلامت است. گفتند گواهیم. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۱۹).
کلمات همقافیه با «جراحت داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر