معنی جراحتگاه
4 بازدید
[ جِ حَ ] (اِ مرکب) جای جراحت: ستیم آن ریم باشد که چون بر جراحتگاه فراهم آید خون فاسد درون وی ریم گردد. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): دل تنگم جراحتگاه مژگان تو بود امشب که نیلی کرد سیلی های اشکم روی دریا را. میرزامعزفطرت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جراحتگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر