معنی جراحتبندی
5 بازدید
[ جِ حَ بَ ] (حامص مرکب) شکسته بندی. جراحی. خسته بندی. زخم بندی. و رجوع به جراحت بند شود.
کلمات همقافیه با «جراحتبندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر