معنی جذی
6 بازدید
[ جُ ذا ] (ع اِ) جِ جذوة، به معنی پارهٔ آتش. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به جذوة شود.[ جِ ذا ] (ع اِ) جِ جذوة به معنی پارهٔ آتش. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به جذوة شود.[ جَ ذْ یْ ] (ع مص) بازداشتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): جذیته عنه؛ یعنی بازداشتم او را از آن. (از منتهی الارب) (از شرح قاموس).[ جِ ذْ یْ ] (ع اِ) اصل و بن هرچیز. (منتهی الارب). جذی الشی ء بالکسر؛ اصله. (از اقرب الموارد). جذی هر چیز، بن اوست. (از شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «جذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر