معنی جذوی
5 بازدید
[ جَ ] (اِخ) اصل وی از الوس جغتایی و در اصفهان نشو و نما یافته هم در آنجا فوت شده است. از اوست: عاشق و بدنام اگر گشتم دلم باری خوش است عاشقی بدنامیی دارد ولی کاری خوش است. (از آتشکده آذر چ قدیم ص ۱۱). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «جذوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر