معنی جذمان
5 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) نره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ذکر. || بیخ ذکر. (شرح قاموس). بن نره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ جُ ] (اِخ) موضعی است که کوشک و قلعه ای از کوشکهای [ آطام ] مدینه در آنجا قرار دارد. و بدین جهت به این اسم نامیده شد که قوم تبع هنگامی که بجنگ یثرب آمدند نخلها را بریدند. (از معجم البلدان): کان رؤس الخزر جیین اذ بدت کتائبنا تبری مع الصبح حنظل فلا تقربوا جذمان انّ حمامَه و جنتّه تأذی بکم فتحمّلوا. قیس بن الخطیم (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جذمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر