معنی جذعمة
6 بازدید
[ جَ عَ مَ ] (ع ص، اِ) خرد و کودک. (منتهی الارب). صغیر. (قطر المحیط). خرد و کودک و طفل صغیر. (ناظم الاطباء). اصل آن جذعه و میم آن زائد است. (از قطر المحیط) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اصل آن جذعه و میم زائده و هاء برای مبالغه است. (منتهی الارب) (آنندراج). در متن اللغة به معنی نوجوان آمده است و معنی خرد و کودک در منتهی الارب مورد تأمل است. و منه حدیث علی (ع): اسلم ابوبکر و انا جذعمة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جذعمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر