معنی جذبات
5 بازدید
[ جَ ذَ ] (ع اِ) جِ جذبه؛ کششها. || فریبها. (ناظم الاطباء). || فلان اخذ فی وادی جذبات؛ یعنی راه گم کرد و بمنزل نرسید. (از منتهی الارب). || در تداول عرفان و تصوف، جذبه به معنی کشش خدای تعالی است مر بنده را بسوی خود. رجوع به جذبه شود.[ جَ ذَ ] (ع اِ) جِ جذبه؛ کششها. || فریبها. (ناظم الاطباء). || فلان اخذ فی وادی جذبات؛ یعنی راه گم کرد و بمنزل نرسید. (از منتهی الارب). || در تداول عرفان و تصوف، جذبه به معنی کشش خدای تعالی است مر بنده را بسوی خود. رجوع به جذبه شود.
کلمات همقافیه با «جذبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر