معنی جذاذ

معنی جذاذ

6 بازدید
[ جَ / جُ / جِ ] (ع ص، اِ) پاره و ریزهٔ هر چیز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پاره و ریزه از هر چیز و بضم جیم افصح است. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پاره و ریزه. مکسر و مقطع. || سنگریزهٔ طلا. (از اقرب الموارد).
[ جَ ] (ع اِ) افزونی چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). یقال: جذاذه و جذاذته علیه کذا؛ اَی زیادته. (از اقرب الموارد). جَذاذَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پاره. (دهار).
[ جُ ] (ع اِ) سنگریزه های زر. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جُذاذَة یکی آن. (منتهی الارب). || صلی الله علیه و آله و سلم پاره پاره. (ترجمان القرآن عادل): فجعلهم جذاذاً الا کبیراً لهم لعلهم الیه یرجعون. (قرآن ۲۱ / ۵۸).

کلمات هم‌قافیه با «جذاذ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اذ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید