معنی جذاة
6 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) بیخ درخت بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ریشه های درخت بزرگ. (از اقرب الموارد). ج، جِذاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پارهٔ ستبر از چوب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، جِذاء. (منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) لغتی است در جداة بدال مهمله و آن نام موضعی است در بلاد غطفان. (از معجم البلدان). رجوع به جداة شود.
کلمات همقافیه با «جذاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر