معنی جدیل

معنی جدیل

6 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) مهار تافته از پوست و رسن چرمین. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). مهاری که از چرم بافند. (آنندراج). || رسن چرمین یا از مو در گردن شتر. (منتهی الارب). رسنی که از چرم و مو در گردن شتر کنند. (آنندراج). رسن که در گردن اشتر کنند. (مهذب الاسماء). || حمیل. (منتهی الارب). حمایل که در گردن اندازند. (آنندراج). و شاح. (از اقرب الموارد): کانّ دِمقسا أو فروع غمامة علی متنها، حیث استقّر جدیلُها. عبداللََّه بن عجلان هندی (از اقرب الموارد). ج، جُدُل. (از منتهی الارب) (آنندراج).
[ جَ ] (اِخ) نام فحل نعمان بن منذر است. (منتهی الارب). شتر گشنی است از برای نعمان بن منذر. (از شرح قاموس). جدیل و شدقم، دو فحل است از شتر مر نعمان بن منذر را که به آنها مثل زنند. (از اقرب الموارد).
[ جَ ] (اِخ) نام محلی است معروف . (از مهذب الاسماء، نسخهٔ خطی مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «جدیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید