معنی جدعاء

معنی جدعاء

5 بازدید
[ جَ ] (ع ص) تأنیث اجدع. گوش بریده. (از منتهی الارب) (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). ج، جُدع. (از قطر المحیط). - ناقهٔ جدعاء؛ شتری که یک ششم یا یک چهارم یا بیش از آن تا بنصف رسد از گوش آن بریده باشد. (لسان، از ذیل اقرب الموارد). - الجدعاء من المَغر؛ بزی که یک سوم گوش آن یا بیشتر بریده باشد و ابن انباری هر شتر گوش بریده را گوید. (لسان، از ذیل اقرب الموارد).
[ جَ ] (اِخ) لقب ناقهٔ رسول اللََّه صلی الله علیه و آله و سلم و آن را عضباء و فصواء هم گویند. (منتهی الارب) (آنندراج). ناقه ای است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با آن هجرت کرد. (از امتاع الاسماع). ناقهٔ پیغمبر است صلی الله علیه و آله و سلم و او را عضباء و فصواء میگویند و این صفات در او نبود بلکه اینها لقب از برای او بود. (از شرح قاموس).

کلمات هم‌قافیه با «جدعاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید