معنی جحفة

معنی جحفة

5 بازدید
[ جُ فَ ] (ع اِ) آب برگرفته شده از چاه. || باقی ماندهٔ آب در چاه بعد از برگرفتن از آن. || اندک ترید در خنور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد). || اندک سبزه بر ریگ تودهٔ صحرا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اندک از طعام. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || باقیماندهٔ آب در اطراف حوض. || یک مشت از طعام. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). جَحفَة. (منتهی الارب). || نقطهٔ مرتفع در بالای فلات. (از ذیل اقرب الموارد).
[ جَ فَ ] (ع اِ) پاره ای از روغن و مسکه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || باقی آب در کنارهٔ حوض. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || بیماری شکم از قبیل مغص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سپر از پوست. (یادداشت مؤلف). || (مص) بازی کردن به گوی. جَحف. (منتهی الارب).
[ جُ فَ ] (اِخ) جایی است میان مکه و مدینه که میقات اهل شام است. (منتهی الارب). یاقوت آرد: قریه ای بزرگ بوده و منبری داشته که در راه مدینه بمکه در چهارمیلی واقع بوده است. این قریه میقات مردم مصر و شام است اگر از مدینه عبور نکنند میقات آنان ذوالخلیفه است. اسم این قریه مهیعه بود و بعدها بواسطهٔ سیلی که در آن دیار آمد و مردم آنجا را آب برد آن را جحفه نامیدند [ چنین سیلی را به عربی سیل جحاف گویند ] . هم اکنون [ عصر یاقوت ] آنجا ویران است. از آنجا تا ساحل البحار سه منزل و فاصلهٔ آن تا اقرن که موضعی از بحر است شش میل و از آنجا تا مدینه شش منزل و از آنجا تا غدیر خم دو میل راه است. سکری گوید: جحفه در سه منزلی مکه در راه مدینه واقع است و اولین غور مکه است و همچنین است از وجه دیگری به ذات عرق و اول ثغر از راه مدینه نیز جحفه است. جریر در ابیات زیر «ها» را حذف کرده و آن را غور قرار داده است: قد کنت اهوی ثری نجد و ساکنه فالغور، غوراً به غسفان و الجحف لما ارتحلنا و نحو الشام نیتنا قالت جعادة هذی نیة قذف. کلبی گوید: عمالقه، بنوعبیل یعنی برادران عادبن رب را بیرون راندند و آنان وارد جحفه شدند که در آن زمان مهیعة نام داشت، سپس سیلی آمد و آن را آب برد و بهمین جهت آنجا را جحفة نامیدند و وقتی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد مدینه شد به آن شهر وبا آمد و یاران حضرت تب کردند پس رسول صلی الله علیه و آله و سلم این دعا را خواند: «اللهم حبب الینا المدینة کما حببت الینا مکة او اشد و صححها و بارک لنا فی صاعها و مدها و انقل حماها الی الجحفة». در روایت دیگر نقل شده که رسول صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از مسافرتها شب خوابید چون بیدار شد یاران خود را بیدار کرد و گفت: تب بصورت زنی از من رد شد و بسوی جحفه رفت. (از معجم البلدان). و از دریای قلزم تا جحفه پنج میل راه است. و رجوع به نزهة القلوب ج ۳ ص ۴ و ۱۵ و الموشح ص ۱۶۲ و سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۸۴ و عیون الاخبار ج ۳ ص ۴۵ و عقد الفرید ج ۶ ص ۱۳۳ و مجمل التواریخ والقصص ص ۵۱۹ و مراصد الاطلاع و حبیب السیر شود.

کلمات هم‌قافیه با «جحفة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید