معنی جثی
3 بازدید
[ جِ ثی ی ] (ع ص، اِ) جِ جاثی. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). بزانو نشینندگان. (آنندراج): و نذر الظالمین فیها جِثیا. (قرآن ۱۹/۷۲). جُثیّ. (قطر المحیط).[ جُ ثا ] (ع اِ) جِ جثوة. رجوع به جُثوَة شود. - جثی الحرم؛ سنگ پاره های یکجا فراهم نهاده بر حدود حرم. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (آنندراج). - || سنگهای گرداگرد حرم که بر آن ذبح کردندی. (منتهی الارب) (آنندراج). || بت. (آنندراج). بتها که قربانیها بر آن ذبح میکنند. (از قطر المحیط).[ جُ ثا ] (ع اِ) جِ جثوة. رجوع به جُثوَة شود. - جثی الحرم؛ سنگ پاره های یکجا فراهم نهاده بر حدود حرم. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (آنندراج). - || سنگهای گرداگرد حرم که بر آن ذبح کردندی. (منتهی الارب) (آنندراج). || بت. (آنندراج). بتها که قربانیها بر آن ذبح میکنند. (از قطر المحیط).[ جَ ثی ی ] (اِخ) نام کوهی است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر