معنی جثلة
6 بازدید
[ جَ لَ ] (ع اِ) موی بزرگ سیاه. (منتهی الارب). || مور. (اقرب الموارد). مور بزرگ. (قاموس از اقرب الموارد). مور سیاه. (مهذب الاسماء). ج، جَثل. (از منتهی الارب). || درخت سطبر بسیاربرگ. (آنندراج) (منتهی الارب). || مؤلف صبح الاعشی آرد: اعتدال موی پیشانی اسب است در طول بطوری که موی آن خفیف باشد و نه انبوه و به چنین ناصیه ای «الجثلة» گویند و آن علامت آزادگی و نجابت اسب است. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۱).
کلمات همقافیه با «جثلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر