معنی جثل
5 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) انبوه و درهم شده از موی و گیاه. (از منتهی الارب) (آنندراج). موی انبوه. (مهذب الاسماء). || سطبر کوتاه از موی و گیاه. || سطبر سیاه از موی و گیاه. || سطبر کثیف درهم شده از هر چیزی. (از منتهی الارب) (آنندراج) .[ جَ ثَ ] (ع اِ) مادر. || زوجه. یقال: ثکلته الجثل؛ یعنی مادر یا زوجه بر او ندبه کند. || اَمة. || (مص) بردن باد چیزی را. (از منتهی الارب).[ جَ ثَ ] (اِخ) ابن هاعان. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جثل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثل» برای سرودن شعر