معنی جثة

معنی جثة

5 بازدید
[ جُ ثْ ثَ ] (ع اِ) شخص مردم. (از منتهی الارب) (آنندراج). شخص مردم نشسته باشد یا ایستاده. (اقرب الموارد). بالای نشسته یا خفته. (السامی). بالا، خفته یا نشسته. (مهذب الاسماء). بالای مردم. (دهار). شخص مردم و بیشتر استعمال در مرده باشد. (از المنجد). || بدن. تن. کالبد. تندیس. تنه. توش. قامت. (ناظم الاطباء). بدن و تن مردم و غیره. (غیاث اللغات) (آنندراج). پیکر و تن. مقابل سر. هیکل. تن. مقابل سر: سر عبداللََّه زبیر... را بنزدیک عبدالملک مروان فرستادند و فرمود تا جثهٔ عبداللََّه را بر دار کردند. (تاریخ بیهقی ص ۱۸۹). گفتم ز نفس جثهٔ حیوان نصیب یافت گفتا ز نفس نامیه مردم گزیده تر. ناصرخسرو. و چندانکه شایانی قبول حیات از این جثه زایل گشت بر خود متلاشی گردد. (کلیله و دمنه). که اگر گران می آید بر وی آمدن سوی حضرت با تمامی جثه، به بعضی از وی برای تخفیف مؤمنان قناعت کردیم. (کلیله و دمنه). روباه ... گفت ندانستم که هر کجا جثه ضخم تر و آواز هایلتر، منفعت آن کمتر. (کلیله و دمنه). این جثهٔ همچو موی باریک از زلف تو یادگار دارم.سعدی (طیبات). ج، جُثَث. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ثقالت. وزن مخصوص. (ناظم الاطباء). - صغیرالجثه؛ کوچک. (ناظم الاطباء). - ضعیف الجثه؛ لاغر. (ناظم الاطباء). - قوی الجثه؛ تنومند. هیکل دار. - کم جثه؛ ضعیف. بی بنیه. (ناظم الاطباء).
[ جِ ثْ ثَ ] (ع اِ) بلا و آفت. (منتهی الارب). بلا. (تاج العروس). آزمایش. (شرح قاموس).
[ جِ ثْ ثَ ] (ع اِ) بلا و آفت. (منتهی الارب). بلا. (تاج العروس). آزمایش. (شرح قاموس).

کلمات هم‌قافیه با «جثة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ثة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید