معنی جبین افشاندن
4 بازدید
[ جَ اَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از پیشانی بر خاک مالیدن : آنکه در راه تو دل بازد و دین افشاند آستانت چو برد نام جبین افشاند. طالب آملی (از بهار عجم) (از آنندراج) (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جبین افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر