معنی جبینزار
5 بازدید
[ جَ ] (اِ مرکب) آنجا که بسیار جبین بر زمین رسد. بمجاز سجده گاه : بخاک خفتهٔ دام تواضع خلقم چو سجده ای که فتد راه بر جبین زارش. بیدل (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «جبینزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر