معنی جبههسای
5 بازدید
[ جَ هَ / هِ ] (نف مرکب) آنکه پیشانی به خاک مالد. کنایه از متواضع. فروتن. فرمانبردار. و شاید کنایه از نمازگزار هم باشد. صاحب آنندراج در ذیل این لغت آرد: سجده گر: بدولت خاکساران میرسند از این مکان دانش! وزین درگاه سر بر چرخ ساید جبهه سایان را. دانش (از آنندراج). جبهه سا. رجوع به جبهه سا شود.
کلمات همقافیه با «جبههسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر