معنی جبلاهنگ

معنی جبلاهنگ

7 بازدید
[ جَ هَ ] (اِ) تخم خاری است زردرنگ شبیه به شیوران و بترکی صفرااودی گویند و مسهل و مقی ء میباشد خالی از سمّیتی نخواهد بود و اعراب آن را نیز معرب کرده جبلهنج گویند. (انجمن آرای ناصری). گفته اند تخم تُربُد زرد است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). میرمحمدحسین خراسانی گوید لغت فارسی است و جبلهنج معرب آن است و آن تخم خاری است زردرنگ شبیه به شیوران و بترکی صفرااودی گویند. افعال و خواص آن چنین است: مسهل و مقی ء، و آشامیدن تا یک درهم آن جهت فالج و مقدار شربت آن تا نیم درهم و یک درهم آن کشنده است زیرا که با قوت سمیت است و کسی که آن را خورده باشد خناق آن را عارض گردد و تدبیر کسی که آن را خورده باشد آن است که قی فرمایند به تدابیر چنین که مذکور شد و خورانیدن روغن و زیره و انیسون و جندبیدستر با نبیذ و خوردن غذای چرب و شیر تازه با عسل، و ضماد نمک گرم کرده بر شکم آن نهند و هر گاه شکم آن محتبس باشد او را تحقین فرمایند به حقنه های مناسب. (از مخزن الادویه). جبرآهنگ. جبلهنگ. جلبهنگ. و به عربی سمسم بری گویند (برهان). و رجوع به ترجمهٔ صیدنه و تحفهٔ حکیم مؤمن و قانون چ تهران کتاب ۲ ص ۱۷۵ س ۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «جبلاهنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید