معنی جبعون
4 بازدید
[ ] (اِ) بعبری «تل» باشد. (قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) یکی از شهرهای بزرگ بن یامینیان بود (صحیفهٔ یوشع ۱۸:۲۵) که به بنی هارون داده شد (صحیفهٔ یوشع ۲۱:۱۷) و بمسافت پنج یا هفت میل بشمال اورشلیم واقع است. حوّیان که در این شهر بودند از کثرت زیرکی و دوراندیشی با یوشع بن نون عهد صلح را استوار نمودند. (صحیفهٔ یوشع ۹:۴ -۱۵) و چون سلاطین پنجگانه آموریان بر ضد ایشان فراهم شدند اسرائیلیان برای یاری ایشان شتافتند آموریان را رانده اینان را رهانیدند. (صحیفهٔ یوشع ۱۰:۱۰) (اشعیا ۲۸:۲۱). و در اواخر سلطنت داود و اوایل سلطنت سلیمان مسکن خداوند در جبعون می بود. (اول تواریخ ایام ۱۶:۳۹ و ۲۹). و در پهلوی آن حوض عظیمی بود (دوم سموئیل ۲:۱۳) که یوآب آب نیر را در حوالی آن هزیمت داد و دور نیست که همان آبهای بسیاری باشد که در ارمیا (۴۱:۱۲) مذکور است و همچنین «سنگ بزرگ» که در دوم سموئیل (۲۰:۸) مذکور است قصد از آن ستونی میباشد که بیادگاری ۲۴ تن مردان داود و یشبوشت که در آنجا هلاک شدند نصب شد. جبعون را فعلا «الجیب» گویند و برفراز تلی واقع است و در نشیب تل بطرف شرقی خیمه ایست و آبش بحوضی که یکصد و سی قدم عرض دارد جاری میباشد و شکی نیست که این حوض همان جبعون میباشد. اما دشت جبعون، نیز مجاور جبعون بود و بواسطهٔ اینکه اسرائیلیان در آنجا بر پادشاهان پنجگانه مظفر گشتند مشهور است. و هم واقعهٔ عجیب دیگری که در صحیفهٔ یوشع (۱۰:۱۲) مذکور است در آنجا روی داد و احتمال میرود که داوران شهرهای چهارگانه که در صحیفهٔ یوشع (۹:۱۷) مذکور است با یکدیگر معاهده نمودند. (مقابل صحیفهٔ یوشع ّ۱۰ تا ۲). سکنهٔ جبعون را جبعونیان گویند. (دوم سموئیل ۲۱:۱ و ۲ و ۳) (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «جبعون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر