معنی جبر کردن
5 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) جبران کردن. تلافی کردن. نقص و زیان مادی یا معنوی را برطرف کردن : بر حالت ببخشید و کسر حالت را بتفقدی جبر کرد. (گلستان).
کلمات همقافیه با «جبر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر